تبليغاتX
غروب شلمچه
غروب شلمچه
شهدا را به ياد بسپاريم نه به خاك...

بعضي‌ها فكر مي‌كنند اگر ظاهرشان را شبيه شهدا كنند، كار تمام است.

 نه، بايد مانند شهدا زندگي كرد.

شهيد عليرضا موحدي دانش مي‌گويد: «شهيد عزادار نمي‌خواهد، بلكه رهرو مي‌خواهد»

و شهيد همت مي‌گويد: «شهدا را به خاك نسپاريد، بلكه به ياد بسپاريد».

چه خوب مي‌گفت شهيد زين‌الدين:

«اگر من و تو از اين صحنه دفاع از انقلاب عقب نشستيم،

 فردا در مقابل شهدا هيچگونه جوابي نداريم».

راستي به اين فكر كرده‌ايم فردا چه جوابي به شهدا خواهيم داد؟

شهيد مسعود ملاحسيني در وصيتنامه‌اش مي‌گويد:

«به شما و به همه دوستان توصيه مي‌كنم در هر امري به سخنان حضرت امام مراجعه كنيد!

با سكوتش سكوت كنيد و با اعتراضش، اعتراض، با تأييدش، تأييد و با تكذيبش تكذيب...».

مادر شهيدي تعريف مي‌كرد:

فرزند شهيدش هنگامي كه سخنان امام(ره) از تلويزيون پخش مي‌شد،

گوش مي‌كرد و در يك برگه مي‌نوشت و خودش را ملزم مي‌دانست كه به آن عمل كند.

سيد مرتضي مي‌گويد:

«حزب‌الله اهل ولايت است و اهل ولايت بودن دشوار است؛ پايمردي مي‌خواهد و وفاداري».

رهبر عزيزمان هم گفته است:

«تا ظلم در جهان هست، مبارزه هم هست،

تا مبارزه هست، خط سرخ شهادت الهام‌بخش رهروان مكتب جهاد، مقاومت و شهادت است».

ياران، قدري فكر كنيم. ببينيم چه كرده‌ايم؟! به راستي چه شد؟!

چرا ما از قافله عشق جا مانده‌ايم؟!

چرا فكر مي‌كنيم با يك قدم كوتاه برداشتن، توانسته‌ايم رسالت خود را به اتمام برسانيم؟!

بياييد فكر كنيم كه ايراد ما چيست؟

چرا جوابي كه ما مي‌گيريم، مثل پايان كار شهدا نيست؟ به راستي چرا؟!

 

پی نوشت  :

اين روزها،
همه دين خود را به انقلاب و امام و شهيدان ادا كردند،
يكي گفت صدا و تصوير مرا پخش نكنيد، يكي گفت ديگر فيلم بازي نمي كنم، يكي گفت ديگر جايزه هاي شما را نمي گيرم،
يكي سبز به خودش بست، يكي سياهپوش شد،
يكي سينه سپر كرد و گفت: من اين انقلاب را به آتش مي كشم و حق خودم را از آن مي گيرم.
يكي گفت: براي حفظ نظام، انقلاب را بي آبرو مي كنم.
يكي قلم بدست گرفت و يكي كوكتل و يكي كلت...

نمي دانم، شايد اگر توپ و تانك داشتند روي صدام را هم سفيد مي كردند.
اين روزها،
انگليس و اسرائيل خط امامي شده اند براي مدعيان خط امام، خط مي دهند، نسخه مي پيچند، مصاحبه ترتيب مي دهند،
شعار مي سازند و ساعت الله اكبر تنظيم مي كنند و خلاصه، خط امام را حسابي خط خطي مي كنند.
به قول آقا، اين روزها، بسياري از خواص در امتحان مردود شدند.
يك خط امامي تندرو به گاردريل انقلاب كوبيد.
يكي از شاهراه ولايت خارج شد.
يكي در اتوبان رسالت چپ كرد.
آن يكي در يادگار امام كورس گذاشت.
ديگري در صادقيه ويراژ رفت.
يكي بسيج را دور زد، آن يكي آزادي را دنده عقب رفت.
ديگري در وحدت اسلامي خاموش كرد.
بعضي ها اما،... چراغ قرمز ولي عصر را هم رد كردند

اين روزها،
همه جا پر از رنگ و رياست. دين محمد(ص) ملعبه دجاله هاست.
اسلام زخمي طالبان و القاعده و وهابي هاست.
سبز هم نيرنگ ديرپاي قرآن بر سر نيزه هاست.
هركس راهش از ديگري جداست.
نعوذ بالله هركس خودش يك پا خداست.
اين روزها،
علي اما تنهاي تنهاست.
سردار پرافتخار عشق و ايمان، دست بسته، غريب و خسته ميان خيل ياران،
زخمي تر از هميشه، دلواپس جمل و صفين و نهروان.
خونين دل و خار در چشم، آماج بغض ها و كينه هاست.
او تنها اميد گمشدگان در غبار فتنه هاست،
بر عهد خود استوار
رهبرم خامنه اي، فرزند شايسته روح خداست.

+ سه شنبه سی و یکم شهریور 1388 سـاعت 0:59 به قلم: كارواني به مقصد آفتاب